السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )

175

تفسير الميزان ( فارسي )

مراد از « رفع بيوت » رفع قدر و منزلت و تعظيم آنهاست و چون عظمت و علو خاص خداى تعالى است و احدى شريك او نيست ، مگر آنكه باز منتسب به او باشد كه به مقدار انتسابش به او ، از آن بهره مند مىشود ، پس اذن خدا به اينكه اين بيوت رفيع المقام باشند به خاطر اين است كه اين بيوت منتسب به خود اويند . از اينجا معلوم مىگردد كه علت رفعت اين خانه ها همان « * ( يُذْكَرَ فِيهَا اسْمُه ) * » است ، يعنى همين است كه در آن بيوت نام خدا برده مىشود . و چون از سياق بر مىآيد كه اين ذكر نام خدا استمرارى است ، و يا حد اقل آماده آن هست ، لذا برگشت معنا به اين مىشود كه : اهل اين خانه ها همواره نام خدا را مىبرند ، و در نتيجه قدر و منزلت آن خانه ها بزرگ و رفيع مىشود . و كلمه « فى بيوت » متعلق به جمله « كمشكاة » در آيه قبلى است و يا متعلق به كلمه * ( « يَهْدِي اللَّه . . . » ) * است ، و برگشت هر دو به يكى است . از مصاديق يقينى اين بيوت مساجد است كه آماده هستند تا ذكر خدا در آنها گفته شود ، و صرفا براى اين كار ساخته شده‌اند ، هم چنان كه فرموده : « وَمَساجِدُ يُذْكَرُ فِيهَا اسْمُ اللَّه كَثِيراً » « 1 » . * ( « يُسَبِّحُ لَه فِيها بِالْغُدُوِّ وَالآصالِ رِجالٌ . . . » ) * « تسبيح خدا » به معناى تنزيه او از هر چيزى است كه لايق به ساحت قدس او نيست . و كلمه « غدو » جمع غداة به معناى صبح است . و كلمه « آصال » جمع اصيل به معناى عصر است . و كلمه « الهاء » به معناى بازداشتن كسى است از راهى كه مىخواست برود يا كار مهمى كه مىخواست انجام دهد . و كلمه « تجارة » به طورى كه راغب گفته به معناى تصرف در رأس المال و سرمايه است به منظور فايده ، مىگويد : در كلام عرب هيچ لغتى نيست كه در آن جيم بعد از تاء آمده باشد مگر اين لغت « 2 » . و كلمه « بيع » باز به طورى كه او مىگويد به معناى دادن كالا و گرفتن بهاى آن است « 3 » ، و كلمه « قلب » به طورى كه وى گفته به معناى برگرداندن چيزى از اين رو به آن رو است « 4 » ، و چون به باب تفعيل برود مبالغه در اين عمل را مىرساند ، پس تقليب يعنى بسيار زير و رو كردن يك چيزى ، و تقلب هم قبول همان تقليب است پس « تقلب قلوب و ابصار »

--> ( 1 ) مساجدى كه نام خدا در آنها بسيار برده مىشود سوره حج ، آيه 40 . ( 2 ) مفردات راغب ، ماده « تجارة » . ( 3 ) مفردات راغب ، ماده « بيع » . ( 4 ) مفردات راغب ، ماده « قلب » .